تبليغاتX
باد ما را خواهد برد؟
گاه‌نوشت‌های «حمیدرضا منتظری»

cinema javan ghom مدیرعامل انجمن سینمای جوانان ایران در حاشیه سفری که هفته گذشته به شهر اصفهان داشت (راستی نمی دانم چرا ایشان به استان قم سری نمی زنند؟) اعلام کرد هدف و رسالت اصلی مراکز انجمن در سراسر کشور، تربیت مهندسین سینمایی و همچنین ارتقاء اندیشه و تفکر جوانان کشور است. ناصر باکیده اضافه کرد انجمن سینمای جوانان ایران مدعیست به عنوان سازمان آموزش و پرورش سینما در ایران خدمت می کند و از این رو دفاتر انجمن در سراسر کشور می بایست به دنبال فراهم کردن محیط ها و فضاهای مناسب برای جذب جوانان علاقه مند به هنر، صنعت، رسانه ضروری سینما و برپا کردن محافل فرهنگی و تربیتی باشند. ایشان هنرجویان و فیلم سازان انجمن در سراسر کشور را به هم گرایی، هم صدایی و همدلی با هدف تولید آثار فاخر سینمایی فرا خواندند. دبیر کل اتحادیه فیلم سازان کوتاه کشورهای مسلمان متذکر شد دفاتر انجمن سراسر کشور می بایست محفل و میزبانی امن برای قشر پرشور جوان در جهت تبادل تفکر بالنده، ارتقاء اندیشه اسلامی، کسب دانش بصری و در نهایت تولید فیلم های ارزشمند باشند. وی افزود: همه می دانیم این هدف مهم با تبدیل شدن دفاتر انجمن سینمای جوان به پاتوق های فعال فرهنگی میسر و دست یافتنی خواهد بود.

اما واقعیت این است که آقای باکیده یا از اوضاع و احوال فیلم سازان در قم خبر ندارند و یا اینکه کاری از دست شان بر نمی آید! چرا که این روزها باز هم مهلت اجاره ساختمان جدید اما فرسوده انجمن سینمای جوانان ایران- دفتر قم به پایان رسیده است. از این رو متصدیان امور، مجال و فرصتی برای سیاست گذاری ها و فراهم آوردن محیط های بالنده! نمی یابند.

آری همین روزهاست که در سال شکوفایی و نوآوری مطبوعات بومی، نقل مکان دفتر انجمن سینمای جوانان قم (همان پاتوق فرهنگی فیلم سازان) به یک ساختمان استیجاری دیگر (البته برای یکسال) را پوشش خبری دهند. (واقعا این قبیل اطلاع رسانی ها اهمیت دارد؟)

+ نوشته شده در  ساعت 1  توسط حمیدرضا منتظری 

1

alvand "زن دوم" نوزدهمین ساخته سیروس الوند، فیلم قابل قبولی نشده است. سیروس الوند بعد از انقلاب یکی از

 پرکارترین کارگردانان سینمای ایران است. اما انگار دیگر امیدی نمی رود که الوند بتواند یاد و خاطره "یکبار برای همیشه" و تا حدی "برگ برنده" را در فیلم های اخیرش تکرار کند. آرزو داریم "دایره زنگی" (پریسا بخت آور) که در نوبت اکران برای قم رفته است، افسردگی! ناشی از تماشای "زن دوم" در سینما شهرآفتاب را از بین ببرد.

 

+ نوشته شده در  ساعت 1  توسط حمیدرضا منتظری 

 

 قهوه خانه فرهنگی و مدرن تلویزیون بازگشایی شد."دو قدم مانده به صبح" در ابتدا به نظر می رسید به saleh alaبرنامه ای برای جذب قشر فرهیخته و روشنفکر ایران بدل شود، اما اینطور نشد! "دو قدم مانده به صبح" نه تنها قشر فرهیخته و دل زده از تلویزیون داخلی را دوباره با این رسانه آشتی داد، بلکه آرام آرام مخاطب عام را هم با جمع اهالی ادب، فرهنگ و هنر ایرانی همراه کرد. بدین سان که پس از هشت ماه توانست یکی از پربیننده ترین برنامه های تلویزیون گردد، آنگونهکه خود دست اندرکاران این برنامه هم تصورش را نمی کردند. به هرحال فضای صمیمی و دوستانه بین مجری، کارشناسان و مهمانان برنامه، هماهنگی بین فرم و محتوا و همچنین سادگی و صداقت، میزانسن های دور از کلیشه در طراحی صحنه و دکور، لحن و سلیقه آوانگارد در اجرا و ... از ویژگی های این برنامه پر مخاطب تلویزیونی می باشد.

حالا همزمان با فصل بهار سری جدید این برنامه هر شب از شبکه چهار سیما روی آنتن می رود. به قول خود آقای صالح علاء: "حالا که روشنفکر داریم و حالا که روشنفکرهایمان دیر سرگرم می شوند و حالا که نمی شود آنها را نادیده گرفت، پس بهتر این است که برای آنها برنامه هایی ساخت تا به عنوان بخشی از مردم ایران سهمی از آن خود در تلویزیون لمس کنند."

+ نوشته شده در  ساعت 1  توسط حمیدرضا منتظری 

همایش تخصصی رویکردهای نوین ترجمه با سخنرانی دکتر علی ابراهیمی هفته گذشته در قم ebrahimiبرگزار شد. در ابتدای مراسم استاد ابراهیمی ترجمه را یک هنر نامید و افزود بر خلاف آنچه عام از این حوزه برداشت می کنند، مهارت ترجمه قابل تدریس و آموزش نیست. ایشان ترجمه را امری خطیر و در عین حال ضروری دانستند و افزود پروسه تربیت مترجم مانند رشته پزشکی است. همانطور که یک جراح پس از سال ها تجربه آموزی و پزشک یاری به قابلیت و توانایی عمل جراحی دست پیدا می کند، فارغ التحصیلان رشته مترجمی تنها یک مترجم آماتور هستند و نباید بدون نظارت و کنترل اساتید راهنما و مترجمان مجرب، قلم ترجمه به دست بگیرند.

علی ابراهیمی وضعیت آشفته و نابسامان امروز ترجمه را ناشی از ضعف نظام آموزشی کشور دانست و افزود متصدیان امور یا باید مثل کشورهایی نظیر هندوستان، مالزی و دانمارک آموزش زبان های غیر فارسی را در کشور از سطوح متوسطه و قبل از آن به طور جدی برنامه ریزی کنند و در نتیجه نیاز به مترجم داشتن را رفع نمایند و یا اینکه تصمیم هدفمندی برای تحول در سیستم آموزشی و تربیت مترجم در کشور اتخاذ کنند.

در ادامه ایشان با اشاره به اینکه امروز بیشتر از هفتاد درصد حجم بازار کتاب و مطبوعات کشور را آثار ترجمه شده تشکیل می دهند، ضرورت توجه و سامان بخشی این حوزه را یادآوری کردند.

 

+ نوشته شده در  ساعت 0  توسط حمیدرضا منتظری 

 مجموعه داستان "بازی عروس و داماد" به چاپ سوم رسید. بلقیس سلیمانی پیش تر با رمان "بازی آخرbazi aroos va damad بانو" که در گذشته جایزه مهرگان ادب را گرفت، شناخته شد و حالا به خاطر یکی از پرفروش ترین کتاب های بازار کتاب کشور در فاصله کوتاه از انتشار. عنوان کتاب برگرفته از داستانی به همین نام از مجموع 63 داستان این کتاب است که اغلب داستان ها از 2 صفحه تجاوز نمی کنند. سلیمانی پس از رمان "بازی آخر بانو" که از روایتی چند خطی و استفاده مکرر از عنصر غافلگیری برخوردار بود، این بار به بیان داستان های کوتاه (گاها تنها 4 خط) و همچنین روایت یک شخصیتی و یک خطی روی آورده است. بازی عروس و دامان با درنگ در مفهوم مرگ، تصویری دور از کلیشه برای مخاطب تجسم می کند که لزوما تلخ نیست (مانند داستان "کفن مادربزرگ")، اما اغلب چنان تکان دهنده و تراژدیک به نظر می رسند که اثرگذاری روایت آن تا مدت ها در ذهن مخاطب می ماند (نظیر داستان های "ماه عسل" و "هم دم").

به هر روی اگر هنوز این کتاب را نخوانده اید، قبل از هر چیز خواندن داستان های "داداشی"، "من و جوجه" و "قبرستان بچه ها" و همچنین نخواندن داستان های "مادر و دختر"، "کانتی" و "بوسه" به شما توصیه می شود.

+ نوشته شده در  ساعت 22  توسط حمیدرضا منتظری 

  

  

 در سال 1900م. چند سال پس از تولد سینما، سینمای ایران چندان فاصله ای با سینمای توسعه یافته ابر قدرت ها نداشت؛ همان دوربین گومون بود و همان ابزار و امکانات، اما با یک فرق اساسی؛ اینکه سینمای امریکا و اروپا از دل یک دگرگونی و تکامل اجتماعی بیرون آمده بود و حال آنکه در ایرن سینماتوگراف و تجهیزات مکمل اش به مثابه یک اسباب بازی ملوکانه و ملعبه ی  اهل دربار خریداری و وارد کشور شده بود.

   سینما درغرب با اتکاء به زمینه های رشد و پیشرفت مدرن در حوزه های هنرهای نمایش و ادبیات داستانی به سرعت شکل گرفت و توسعه یافت. از طرف دیگر به دلیل سیستم های منظم و کارآمد حاکم بر جوامع غربی -از نظر فنی و تکنیکی- به سرعت رشد کرد، اما دارندگان(واردکنندگان) ایرانی سینماتوگراف در همان روز و شب ها، تا قبل از آمدن "آبی و رابی" ، "دخترلر" و "لیلی مجنون" سرمست و غرق درغرور و بلاهت ناشی از کاخ نشینی شان، سرگرم مستندسازی از تفریحات و مراسم های مختلف دربار و دربارزاده ها بودند.

   آرام آرام واردات تولیدات و محصولات مبتذل از هند، مصر و اسپانیا، بعد از آن هالیوود، موجب سقوط و انحراف سلیقه تماشاگر خام ذهن ایرانی (اندر باب سینما) گشت و این تغییر ذائقه منجر شد  به فرار از تماشا و تامل در "شب قوزی" ها و "خشت و آیینه" ها، ودر نتیجه سینمای متفکر و متعهد به حاشیه رفت.

   در میانه دهه چهل و در حالی که رکود سختی بر سینمای متفکرانه ایرانی حاکم بود،  تا حدی که بعضی از منتقدین دلسوز سینما از کوره در رفتند و اثر یاس و خشم برخواسته  از رو به رو شدن با انبوهی از بی ذوقی و سوء نیت آشکار در آثار سینماگران آن زمان، زمزمه کردند، ما ایرانیان باید از خیر سینما بگذریم و این رسانه را ببوسیم و بگذاریم کنار!

   اوضاع به همین منوال نماند و در اواخر دهه چهل به رغم فشارها و عدم حمایت های آشکار، گروهی جوان عاشق سینما با تولید آثاری متفاوت بنیان سینمای متفکرانه را بنا نهادند و دریچه جدیدی را رو به سینما، که تا آن روز یک سرگرمی مبتذل صرف بیشتر نبود، گشودند.

   آن راه ادامه یافت و در عصری که نماینده مجمع کارشناسان علوم اجتماعی با قاطعیت اعلام کرد که هنر-صنعت-رسانه سینما قدرتمندترین ابزار تاثیرگذار قرن حاضر است، سینمای متفکر و متفاوت ایران به یک قطب قدرتمند و قابل اعتناء در محافل سینمایی جهان تبدیل شد، به طوریکه بسیاری از آثار سینماگران ایرانی در رتبه هایی بسیار فراتر از آثار سینماگران غربی ایستادند.

   اما امروز با وجود اینکه شهرمان قم انار دارد، اما روز سینما آمد و رفت، ولی حتی به اندازه یک پلاکارد (!) یا پیام خشک و خالی تبریک (!) هم گرامی داشته نشد. برگزاری مراسم تجلیل و تقدیر از اهالی سینما که پیشکش(!)

   روز سینما آمد و رفت و در روزهای قبل از آن آثار سینماگران جوان قمی به جشنواره های جهانی و ملی راه یافتند، صاحب عناوین و جوایز متعدد شدند، اما انگار که این اتفاق در یک جزیره متروک رخ داده باشد؛ حتی خبری هم در هیچ یک از جراید و نشریات استان درج نشد، مراسم تجلیل و پیام تبریک پیشکش (شنیده ام در یکی از شهرهای شمال غربی کشور مراسمی جهت تجلیل از فیلمساز جوانی که در یکی از جشنواره های درجه2 صاحب عنوانی درجه 3  شده بود توسط مدیریت فرهنگی شهر برگزار شده است).

   البته این بی انصافی است که نادیده بگیریم در حاشیه جشنواره های رنگارنگ این روزها "فیلم کوتاه" هم به عنوان سالاد فصل سرو می شود و جهت تولید این آثار حمایتکی!

   هرچند که جای سرور و غرور است که بدانیم تعدادی از همین آثار که بواسطه همین حمایتک ها ساخته شده اند در معتبرترین جشنواره فیلم کوتاه خاورمیانه حضور پیدا کردند.

   روز سینما آمد و رفت... و تا روز سینمایی که در راه است اتفاقات مهمی رخ خواهد داد. اتفاقاتی که با حضور فیلمسازان قمی در جشنوارهای رویش و فیلم کوتاه تهران آغاز شده است، شاید که...

 

*تهران انار ندارد- فیلمی از مسعود بخشی

-----------------------------------

این مطلب در هفته نامه استانی قم "گویه" –شماره129- مورخ3آبانماه1386 به چاپ رسیده است.

 

+ نوشته شده در  ساعت 20  توسط حمیدرضا منتظری 

hayat khalvatسریال طنز حیاط خلوت به تهیه کنندگی حسین حقانی صرمی و کارگردانی مشترک چند نفر که اخیرا" از شبکه نور پخش شد و در بین خود تلویزیونی ها به پدیده ای خوش قدم(لابد بدلیل تجربه اول مرکز قم برای تولید سریال) تبدیل شده بود در برنامه ی پژواک سیمای نور مورد بررسی(؟) و تحلیل(؟!) قرار گرفت. مجموع ماحصل گفتگو و بحث و جدل و تحلیل و بررسی و به چالش انداری های مطزح شده پرسشی بود که مجری برنامه در نهایت بلوغ و نکته سنجی مطرح کرد: اینکه استدلال انتخاب این تایتل بر اساس چه منطق و معیاری بوده است؟ آیا حیاط خلوتی بوده است و یا اینکه حیاطی خلوت بوده است؟!

 

+ نوشته شده در  ساعت 3  توسط حمیدرضا منتظری 

هفت

خبر لغو امتیاز ماهنامه تخصصی "هفت" با بیش از پنج سال سابقه مداوم فعالیت در عرصه ی سینما و تئاتر و داستان و همچنین چند نشریه دیگر از جمله "دنیای تصویر" جنجالی ترین خبر روزهای اخیر و به نوعی بهاریه امسال بود. اما افزایش میزان شگفت زدگی نگارنده زمانی اتفاق افتاد که مطرح شد این نشریه به دلیل "ابتذال و عامه پسندبودن" مورد اخطار قرار گرفته است... نه خدایا لغو امتیاز شده است(!!!). به هر حال هنوز کسانی هستند که معتقدند برای مقابله با ابتذال باید با سینما هم مخالفت کنند.

و در این میان "گزارش فیلم"."کارنامه" و... حالا در عین ناباوری "هفت".

+ نوشته شده در  ساعت 2  توسط حمیدرضا منتظری 

هر چند وقت یکبار خبری تازه از ساخت یک فیلم ضد اسلامی و یا پخش فیلمی که در آن به دین اسلام-مذهب شیعه-کشور ایران و دولتمردانش اهانت شده است نقل محافل و مجالس می شود. آرماگدون.اسکندر.۳۰۰.پرسپولیس.دیپ ترات و یا حتی همان بورات... و حالا هم فتنه. خب اینکه چیز عجیب و غریبی نیست(!). آنها قدرت دارند. ابزار و امکانات دارند. درست و صحیح حمایت میکنند. پس میتوانند. پس میگویند. پس میسازند و ترتیبی میدهند که در مقیاس و ابعاد بین المللی(بدون سانسور و با زیر نویس فارسی) اکران شود و... باز قدرتمند تر میشوند. اما اینکه ما در این میان چه میتوانیم بکنیم امری واضح و مشخص است. مقابله و پاسخ دادن به فیلم هایی که از تلفیق تصاویر ملل مسلمان با جاهلان غیر مسلمان و منحرف بهره میگیرند و ظلم و کشتار و بی ریشگی و بلاهت را به عموم نسبت میدهند راه چندان سخت و پیچیده ای نیست. استفاده از دستور زبان و گرامر سینما و نه داد و فریاد تب آلود و احساساتی. چرا که اعتراض سینمایی( یا از جنس رسانه) و پرهیز از رفتارهای سطحی همچون تحریم ها و تحصن ها و پرچم سوزاندن های همیشگی  قادر است بستر مناسب تری برای بیان حقیقت و رسوا کردن انحرافات و اکاذیب وارده را فراهم آورد.

به هر حال تا جاییکه به سینما مربوط میشود شنیدن آواز گنجشکک هایمان هنوز بهمین آسانی ها امکان پذیر نیستند.

 

.

.

.

و پایتخت واقعی مان...

real tehran

+ نوشته شده در  ساعت 2  توسط حمیدرضا منتظری 

modiri در میان آثار متعدد تلویزیون که در تعطیلات نوروز امسال به نمایش درآمدند  سریال طنز مرد هزار چهره(۱۳قسمت) قابل توجه و تامل برانگیز بود. با وجود اینکه مدیری پیش تر نشان داده بود در سریال های کوتاه مدت شانس کمتری برای همراه کردن مخاطب عام و سازش گر در مقایسه با سری سریال های نود قسمتی اش دارد اما بر اساس نظر سنجی ها و آمار اعلام شده میزان استقبال از سریال مرد هزار چهره در خور توجه و قابل ملاحظه میباشد. در وهله ی نخست مشخص است که سطح انتظار از آثار مدیری(که به قول دوستی تمایزی ناشی از شخصیت اورژینال دارد) متفاوت است با دیگر آثار تلویزیون. از لودگی ها(رفتارهای خنده دار و در معنایی دیگر خنده آور) و هجویات غفوریان گرفته تا طنازی های عموپورنگ برنامه خردسالان. همچنین نمی توان این همه ایده پردازی و نگرش های طنر آلود و انتقادی و ژرف نگر این سریال درباره ی اتفاقات و مسایل روز جامعه و... را انحصارا" به مدیری نسبت داد و نقش نویسنده پیمان قاسم خانی( و تیم سوری اش) که قبلا" پس از تماشای فیلم نقاب(کاظم راست گفتار) تحسین اش کرده بودم را نادیده گرفت. در هر صورت مرد هزار چهره توانست با نوآوری های هنرمندانه اش در امر انتقاد از گرایش های سانتی مانتال برخی هنر گرایان و تمایلات اقشار مرفه به معنویت های سکولارمدرن و عرفان های نوظهور و مسایل جنجالی و اتفاقات اخیر جامعه و... خود و عوامل سازنده اش را تثبیت کند. اما برایم مشخص نیست که عدم نقدپذیری متداول و مرسوم در کشور چگونه ادامه راه را رقم خواهد زد؟!
+ نوشته شده در  ساعت 1  توسط حمیدرضا منتظری 

 

مناسبت نوروز مجال دیگری است که مدیران سیما مردم را پای جعبه ی جادویی بنشانند. امسال با پخش بیش از یکصد عنوان تله فیلم(فیلم تلویزیونی) - سریال تلویزیونی و نسخه های تعدیل شده ی (از نوع جادوهای فتوشاپ در حذف لیوان و بطری وهمچنین اضافه کردن یقه-آستین) فیلم های سینمایی در مدت بیست روز تلویزیون توانست به رشد کمی(و نه کیفی) قابل توجهی دست یابد. اما به لطف سایه ی سرد بعضی از همین سریال های گران -به لحاظ سرمایه کلانی که صرف تولید آنها میشود- امثال پیامکی از دیار کارگردان اغماء متاسفانه آنونس تبلیغاتی فیلم های سینمایی آماده اکران در نوبت نوروز رهسپار مرخصی اجباری شدند. چندان بیراه نیست که بگوییم در نتیجه بمبارن تصویری و تحمیلی تلویزیون فرآیند سینماروی(moviegoing)  جای خود را به کانال گردی های پوپول گرایانه داده است.tv حتی به ناچار باید اعلام کرد در این شرایط ناعادلانه مقایسه سینما با تلویزیون قیاس مع الفارقی می نماید. چراکه عدم برخورداری سالن های سینما در سطح استان از استانداردهای فنی و بعلاوه فقدان امکانات رفاهی و همچنین ملزومات جنبی به میزان چشمگیری احساس می شوند. از طرف دیگر بستر مریض تولید و عرضه ی آثار سینمایی(اعم از تاثیر تصویب و تکثیر غیرمجاز و...) که پیش رو سینماگران کشور قرار دارند درک و لمس حال و های فصل شکوفه ها را برای خانواده سینما مشکل ساخته است.

بعد التحریر: در روز اول فروردین دو فیلم فاخر "شاخه گلی برای عروس" و "دختری در قفس" هر دو فیلم از یک کارگردان(قدرت ا... صلح میرزایی) به نمایش در آمدند. به قول دوستی سالی که نکوست از بهارش و یا حتی از روز اول فروردین اش پیداست.

+ نوشته شده در  ساعت 1  توسط حمیدرضا منتظری