تبليغاتX
باد ما را خواهد برد؟
گاه‌نوشت‌های «حمیدرضا منتظری»

اسامی جمع دلسوز را اعلام کنید...!

ماجرا از این قرار بود که عده‌ای از این بچه‌ها که بیشتر از آنکه در فیلمسازی کسب مهارت کرده باشند در تبلیغات و هیاهو کردن مهارت‌اندوزی کرده‌اند تصمیم گرفتند تا همه توفیقات و دستاوردهای فیلم‌کوتاه قم را لااقل در سطح افکار عمومی به نام خود بزنند که کار سختی نیست چون آن چهار پنج نفری که در قم فیلم‌های پدر مادر دار می‌سازند آدم‌های بی‌هیاهو هستند و می‌شود به راحتی هرچه تمام‌تر سرآنها را برید و اتفاقی نیافتد. اینگونه شد که... (نشریه 19 دی، شماره904، مورخ 23 مهر1387)

نخستین شب فیلمسازان قم

جملاتی که از نظرتان گذشت، بخشی از توهین بیادماندنی در روزهای اخیر است، خطاب به خانواده سینما در شهرقم -فیلم‌کوتاه امروز، سینمای بلند فردا؛ توهینی که تنها می‌تواند ثمره و حاصل سفر دراز حسادت در نگاه مغرضانه و احساسات گرایی کودکانه باشد و بس؛ نگاهی که مبرهن است مبنی‌بر نقد منصفانه و سازنده شکل نگرفته، وتنها قصد دارد در لابلای انتقاد راهگشا و نظرات ارزشمند و درخور توجه دیگران، مدعی شود، خود بنماید، تخریب کند، اتفاقا" خودش هیاهو راه بیندازد، و در یک کلام از آب گل‌آلود ماهی بگیرد. پر واضح است که حمایت آگاهانه یا ناآگاهانه(!) و انعکاس پرطمطراق‌ این نوع برخوردهای سانتی‌مانتال و سودجویانه نیز، تنها از دست توانای بزرگواران حوزه فرهنگ در نشریه 19دی برمی‌آید و الخ؛ چراکه غرض‌ورزی‌ها و بی توجهی‌های این نشریه در قبال حوزه فرهنگ، هنر، و هنرمندان بومی شهرمان از یاد‌‌ نرفته‌ و نخواهد رفت.

متحیرم با وجود اینکه اغلب مسئولین فرهنگی استان از این قسم غرض‌وری و این‌گونه سوءحمایت همیشگی آگاه و مطلع اند، چرا نگارندگان آن مطلب دلسوزمآبانه، خود را به کوچه 19دی زده، و در سهل‌انگاری تمام، مدیران نهادهای فرهنگی استان را مخاطب فوران حسادت و قلیان بلاغت خویش تصور کرده‌اند؟!

در ابتدا اعلام می‌دارم، این‌حقیر، خود را نماینده مسئولین و کانون برگزار کننده نخستین شب فیلمسازان قم نمی‌دانم و نمی‌خواهم و نخواهم خواست بدانم؛ چراکه از پدرم آموخته‌ام در روز جزا هرکه مسئول کرده و نکرده خویش است، چه کردار نیک و چه... ازاین‌رو اگر نقدی و ایرادی بر مسئولین وارد است (اشاره به رنگ لوح تقدیر، لباس و ظاهر مجری، نوع کیک و ساندیس، چگونگی پذیرایی و دیگران ایرادهای بنی اسراییلی دیگر!!!) خودشان می‌بایست پاسخ‌گو باشند؛ در مورد ویژه‌نامه اختصاصی کانون برگزارکننده که در مراسم توزیع شده است، نیز می‌بایست اشاره کنم بالطبع مدیرمسئول آن ویژه نامه و در ادامه سردبیر و دبیرتحریریه و... همگی قطعا" توضیحاتی دارند - و باید داشته باشند- که در موضع خویش پاسخ خواهند داد، و بخواهید. لیکن بنده بعنوان فیلمسازی مستقل، که شاید عضو کوچکی از خانواده فیلمسازان شهرم محسوب شوم، و طراح کلیت برگزاری مراسم تکریم از فیلمسازان قم با نام نخستین شب فیلمسازان -که به چند نهاد دولتی و غیر دولتی دیگر نیز پیشنهاد برگزاری اینچنین مراسم تکریم و تجلیل از فیلمسازان قم را داده بودم، و آنها تمایلی نداشتند، نمی‌توانم چندان سهل و آسان از کنار سیل نقدهای مغرضانه و نظرپرانی کورکورانه یک جمع جوگیر شده‌ و بی نام و نشان بگذرم؛ جمع قلیلی که اساسا" هنوز کرسی معتبری در این حوزه دست و پا نکرده اند، ولی در عین حال خود را فیلمساز پدر و مادر دار قمی می دانند (این "فیلمساز پدر و مادردار" هم از آن عبارات ثقیل و عمیقی است، که اخیرا" نشریه 19دی به بدنه نوشتار تخصصی و حرفه‌ای سینمای ایران و جهان اضافه کرده و برای همیشه از خود به یادگار گذاشته است!).

اما از خودم سئوال می‌کنم، چرا در این برهوت حمایت از سینما در قم، باید حواشی یک مراسم تکریم ساده از فیلمسازان تقدیر شده در سطح کشور، برای یک نشریه استانی -و دیگر معترضین دست و پا گم کرده- مهم‌ جلوه کند و اینطور داغ و برشته شوند؟! چرا حامیان امروز فیلمسازان به‌ظاهر بی‌هیاهوی شهرقم، که اعلام شده اگر سرشان را بریده شود، اتفاقی نمی‌افتد(نشریه 19 دی، شماره904)، به جای اینکه بروند بنشینند، کمی انصاف به خرج دهند و به این فکر کنند که بر اساس چه تفکر و منطقی تا کنون در روزنامه (یکروزدر میان‌شان) به افتخارآفرینی فیلمسازان شهرقم (که اخیرا" تعدادی از آنها تقدیر شدند)، مغرضانه و از سر حسادت، بی توجهی کرده و چشمان تیزبین و مطبوعات‌چی‌شان را هدفمندانه بر این همه افتخار آفرینی ملی و فرا ملی بسته نگاه داشته اند؟!

آنهایی که امروز در نشریه وزین‌شان، کباده حمایت از فیلمسازان‌قم را می‌کشند، چرا تا به حال انعکاس معضلات و مشکلات فیلم و فیلمسازی قم را در دستور کار نداشته اند، یا بهتر بگویم، از سر فصل دستورکار خویش کات(حذف) کرده‌اند و گذاشتند کنار؟! شاید تنها خودشان هستند که بهترین پاسخ ها را در برابر این‌همه شک و تردید داشته باشند؛ اینکه چرا حضور و موفقیت فیلمسازان قمی در محافل تخصصی کشور را ندیده اند و نخواستند ببینند(؟!) اینکه چرا تا به حال سطری از نشریه وزین‌شان را به مشکلات حقیقی و واقعی فیلمسازان اختصاص نداده اند، و همواره دنبال حاشیه پردازی و هیاهو افکنی بوده(؟!) و شرایط را برای گل‌آلود کردن آب فرآهم کرده اند؟! و امروز انگار بازهم قادر نبوده اند دست از تخریب و جنجال‌افکنی برداشته و در این میان مدعی حمایت از فیلمسازان، فیلمسازی و هنر سینما شده اند(!!!) و خود را موظف می‌دانند در شکل‌ و شمایل لوح و تندیس جشن خودمانی فیلمسازان تجسس کنند، و به نام جمع فیلمسازان مقاله و یادداشت بنویسند (نشریه 19دی، شماره904)، با حکم قضاوت مهرنشده شان چه و چه را زیر سئوال ببرند و خود را دلسوز فیلمسازان مظلوم جلوه دهند(!) و از سر دلسوز مآبی بنویسند که همه چیز در یک شب اتفاق افتاد (نشریه 19دی، شماره 904). باید به‌عرضتان برسانم، چون نرسیده است، اتفاقا همه چیز در یک شب اتفاق نیافتاد، بلکه چند شب بود که اغلب کسانی‌که از آنها تقدیر شد و نشد(عوامل اصلی تفرقه و جنجال) می‌دانستند مراسمی را کسانی از جنس و فکر خودشان قرار است برپا کنند؛ خودشان هم آمدند و کمک کردمد، یک جور همدلی برپا شد، اما...

آری همه چیز در یک شب اتفاق نیافتاد، بلکه وقت است که اتفاق افتاده، چند وقت است که جو پدر و مادر دار بودن در عرصه سینما یقه بعضی بی‌هیا‌هو(!) را گرفته و رها نمی‌کند، حتی دیگران را هم به کارخانه و ...شان کشیده اند؛ و در این زمان بود که اینان را جوّ پدر و مادر داری خوش آمد، اینکه ما هم فیلمساز برتریم(هستند؟!) پس حالا بیاییم مثل همیشه تفرقه بیاندازیم و تخریب کنیم، و ماجرا را در پارک آزادگان و نشریات، برای آگاهی و هدایت مدیران فرهنگی‌مان همچنین از سر دلسوزی پدر و مادر داری، برای فیلمسازان مظلوم یکبار دیگر مرور کنیم(نشریه 19دی، شماره904) و لایه های پنهانی را از نیّت برگزار کنندگان مراسم، بیرون آوریم و تفسیر غرضورزانه خودمان را بیان کنیم؛ آری همه چیز با همین سفر دراز حسادت در جوگیرشدگی اتفاق افتاد(!) و... باقی بماند برای زمان نیاز.

در پایان، نکته جالب که چالش ناخواسته ای را به‌همراه دارد، حمایت آگاهانه (و یا ناآگاهانه!) از چنین نگاه‌ها و نقدهای بی منطق است، که همواره از سر حسادت و کم لطفی بیان می‌شوند، نه از سر دلسوزی و نگاه سازنده. این‌چنین می‌نماید که انعکاس جسورانه این قبیل نظرات در قالب یادداشت و مقاله انتقادی در برابر عملکرد جمع قلیل(؟!) حادثه ساز(نشریه 19دی، شماره904) به نام و امضاء جمعی از فیلمسازان قم (که احتمالا" بیشتر از آن تعداد قلیل فیلمساز پدر و مادر دار استان قم است که آنها می‌گویند!)، عمل چندان شایسته ای به نظر نمی‌رسد؛ مگر غرضی از سوی آن نشریه در میان باشد(؟)؛ اگر نیست بگذارید به غیر از مسئولین نهادهای فرهنگی استان که مورد خطاب آن یادداشت تان بودند (نشریه 19دی، شماره904) ما دیگر فیلمسازان نیز، جمع کثیر کذایی، و نگارندگان آن مطلب توهین آمیز را بشناسیم؛ و از آنها دلجویی کنیم.

حمیدرضا منتظری/ فیلمساز قمی و دبیر نخستین شب فیلمسازان قم

+ نوشته شده در  ساعت 23  توسط حمیدرضا منتظری  | 

چه عاملی حاتمی‌کیا را دعوت کرد؟!

davat

تجربه‌تماشای یک فیلم‌سینمایی استاندارد(ازلحاظ‌فنی) درسالن‌فرسوده‌وغیراستانداردی(از لحاظ فنی) همچون سینماتربیت‌قم، دارد به‌تجربه متفاوت‌وغریبی تبدیل می‌شود؛ تشویشانه‌نشستن‌ روی‌صندلی‌های سالنی که ازپرده‌نمایش‌اش گرفته تا سیستم‌(غیر)صوتی و همچنین عدم هیچگونه‌ تهویه هوای‌داخل‌سالن، حس‌وحال متفاوتی را ایجاد می‌کند -که به‌یقین درهیچ یک از سالن‌های‌سینمای‌کشور و حتی درمجموعه‌ساختمان‌های تحت ‌تکلف‌وتملک میراث‌فرهنگی نیز (دیگر)قابل تجربه و لمس نمی‌باشد. موضوع کمی برای افراد غیرمسئول‌فرهنگی مبهم جلوه می‌نماید؛ مشخص نیست علی‌رغم کارگروهی که استاندار و استانداری‌شهر مدت‌ها پیش برای بازسازی این سالن (و سالن‌های متعدد شهر!!) تشکیل داده‌اند و در بوق و کرنا هم‌شد، چرا وعده‌های مسئولین‌امور در باب بازسازی و ترمیم و تجهیز تحقق نمی یابد؟! اکران آخرین‌ساخته یا به‌قولی متفاوت‌ترین فیلم کارگردان پرحاشیه سینمای‌ایران، ابراهمیم‌حاتمی‌کیا، در سینما‌تربیت‌قم زمینه بحث و بررسی این‌فیلم را فراهم کرد؛ نقطه‌نظرات زیر گزیده‌ایست از گفتگو با چند‌تن از فعالان‌عرصه‌سینما در قم، رضانوروزی‌گوهر(عضو ‌صنف‌ فیلم‌کوتاه خانه‌سینمای‌ایران)، علیرضا‌رحیمی(درام‌نویس و مؤلف چند‌کتاب‌ ومجوعه‌مقاله)، علی‌نهاری(کارگردان فیلم‌کوتاه، نویسنده و منتقد) که از نظرتان می گذرد.

*****

منتظری: در ابتدا احساس می‌کنم بحث و بررسی فیلم «دعوت» و درک جایگاه این فیلم در سینمای‌امروز‌ایران، بدون ‌اشاره به کارنامه رنگارنگ و همچنین شناخت جایگاه کارگردان این فیلم، آقای ابراهیم‌حاتمی‌کیا، چندان معقول و منطقی به نظر نمی‌رسد؛ چراکه حاتمی‌کیا با مسیری که از ابتدا تا به حال طی کرده است، به یکی از پرحاشیه‌ترین کارگردانان سینمای تبدیل‌ شده است، چه به لحاظ فکری و محتوای فیلم‌هایش و چه به لحاظ جسورانه پا گذاشتن در حیطه‌های نزدیک به خط قرمز، نظر اشباهی دارم؟

نوروزی‌گوهر: فکر‌می‌کنم در ابتدا باید به نقطه شروع و قدم‌های ابتدایی این کارگردان اشاره شود، خب حاتمی‌کیا همچون کسانیکه با آنها شروع کرد مثل مخملباف، مجیدی، شورجه، شمقدری، سلحشور و خیلی‌های دیگر با یک نگاه خاص آمدند جلو، اما بعضی از آنها مثل مخملباف مسیرشان تغییر کرد و الآن در جهت دیگری هستند که کاملا" متفاوت با جهت ابتدایی است، و بعضی‌ها هم اصلا" پیشرفتی نداشته اند مثل سلحشور...

نهاری: من فکر نمی‌کنم اینطور باشد، یعنی تغییر جهتی که مخملباف داشته را نمی‌توان با دیگران مقایسه کرد، و اساسا" نامش پیشرفت نیست...!

منتظری: ...یعنی پس رفت است؟!

نهاری: خب این یک جور برگشت از عقاید است...

منتظری: ...که الزاما" مخالفتی هم با پیشرفت ندارد...

رحیمی: ...البته مقایسه دیگران با مخملباف چندان راهگشا نیست، چون مخملباف از جنس دیگری شده است، سیر تغییر از «توبه‌نصوح» تا «فریادمورچه‌‌ها» چندان معمولی نیست و ما هیچ کارگردانی را نداریم که در ایران اینگونه رنگ عوض کرده باشد، اما خود حاتمی‌کیا و همچنین دیگران مثل مجیدی، البته مجیدی کمتر، یک جور تغییر و تحول داشته است، برای مثال مرحوم رسول ملاقلی‌پور که از «سفر به چذابه» به «مزرعه پدری» رسید و بعدش هم به «میم مثل مادر» خب این شاید تغییر نگاه فیلمساز نباشد، اما بهرحال تغییر بحساب می‌آید...

نهاری: من نمی‌فهمم... مگر می‌شود یک کارگردان همیشه یک جور فیلم بسازد؟! یا اصلا" مگر این یک عیب یا حسن است؟ خب شرایط زمانی برای حاتمی‌کیا به عنوان یک عضو از جامعه فرهنگی کشور اقتضا می‌کرد آن موقع فیلم «دیده‌بان» را بسازد و چند سال بعد بیاید «خاک‌سرخ» را بسازد و حالا هم نشسته فکر کرده باید درباره این موضوع که مشکل فعلی جامعه است فیلم بسازد...

نوروزی‌گوهر: ...بهرحال حاتمی‌کیا در این مسیر نوعی تحول را پشت سر گذاشته و درک این مسئله نیاز به ضریب‌هوشی بالا نمی‌خواهد...!

نهاری: ...چرا اسمش را می‌گذاری تحول؟ این تغییر نوعی پیشرفت است، که اتفاقا" اصلا" و ابدا" با کسی همچون مخملباف قابل قیاس نیست، چون من فکر می‌کنم مخملباف با آن فیلم‌های آخرش که در خارج از ایران ساخته است، کاملا" تمام شده به حساب می‌آید...

منتظری: ...نمی‌توانم تحمل کنم چون مخملباف هرچقدر هم چه و چه... به‌حساب بیاید، از لحاظ تکنیکی و سینماتیک در فیلمی چون «جنسیت و فلسفه» و کمی کمتر در فیلم بعدی‌اش «جیغ مورچه‌ها» که ترجمه دیگری است از «فریاد مورچه‌ها»، از لحاظ فنی قطعا" و بدون شک پیشرفت داشته است، اما اگر بگویید خط قرمزهای داخل ایران را شکسته است، باید بگویم این مقوله در مقیاس بین‌المللی کمی متفاوت است... درعین‌حال اجازه بدهید از بحث حاتمی کیا خیلی فاصله نگیریم، حاتمي كيا، با انتخاب موضوع خاص و کاراکتر متفاوت، همواره تمایل‌به‌ ايجاد نوعي پارادوكس در بطن داستان و روایت خويش را نشان داده و كاركترهاي او در اغلب موارد بين حق داشتن و حق نداشتن گير‌ مي‌افتند و فیلم مخاطب‌اش را معمولا" در موقعيت خاص و یک جور چالش قرار مي دهند، البته می‌دانیم حاتمی‌کیا کسی است که معمولا" به نوعي امكان(رانت) ویژه در جهت افشا و بررسی مسایل خاص که دیگران ندارند دسترسی داشته و به كرات هم از این امکانات در آثارش سود برده است؛ موضوعاتي مثل حاشيه‌نشينان، قربانيان جنگ و يا در اين فيلم، موضوعي به حساسيت سقط جنين در ادامه توصیف و تفسیر و توضیح این موضوع که فیلمساز همواره با زيركي يك محافظه‌كار ماجراجو با مسئله برخورد كرده و آگاهانه یا ناآگاهانه وضعيت‌هاي پارادوكسيال را درحد طرح باقي گذاشته به اندازه اشاره به این وضعيت، ريسك مواجهه با آن‌را پذیرفته است. دعوت را چگونه دیدید؟

رحیمی: ...خب من با ذهنیت خاصی نشستم فیلم را دیدم، می‌دانستم قرار است فیلمی از کارگردانی ببینم که در جایی از او خوانده بودم قبل از ساخت هر فیلم می‌رود سرمزار شهید‌آوینی به‌نوعی با تفکرات شهید‌آوینی تجدید پیمان می‌کند و خلاصه این ذهنیت در طول فیلم همراه من بود؛ اما بعد از دیدن فیلم احساس کردم حاتمی‌کیا اگر نگوییم پس‌رفت داشته است، از همه لحاظ درجا زده است، چراکه احساس‌ می‌کنم حاتمی‌کیا به نوعی با خودش درگیر شده است، اوج این درگیری شخصی‌اش با فیلم «موج‌مرده» شروع شده بود و با «به نام‌پدر» به کلایمکس و قله‌اش رسید، ولی حتی الآن پس از این همه درگیری‌های شخصی و فردی که گفته است دیگر فیلم جنگی نمی‌سازد، اما هنوز نتوانسته از آن علقه‌ها و آرمان‌های ریشه‌ای اش دل بکند، حتی در فیلمی که در تبلیغات مضحک‌ آن اعلام کردند «متفاوت‌ترین فیلم» ...

نهاری: مگر باید از درگیری ها و آرمان‌های شخصی و اعتقادی‌اش جدا بشود؟! مگر پیشرفت یک کارگردان بمنزله اینست که از هر چه اعتقاد دارد برگردد؟

رحیمی: دقیقا" حرف من همین است، خب وقتی یک کارگردان اعلام می‌کند قرار نیست ما را پای یک فیلم جنگی بنشاند، و قرار است یک فیلم اجتماعی بسازد، منطق حکم می‌کند با یک رویکرد اجتماعی وارد میدان شود؛ حرف من اینست وقتی قرار شد مرحوم ملاقلی‌پور در فیلم «میم مثل مادر» یک رویکرد ضدجنگ به مقوله جنگ داشته باشد، با یک عینک اجتماعی و یک نگاه جامعه شناسانه وارد میدان شد به همان نگاه محافظه‌کارانه اش در «سفر به چذابه»، اینکه بخواهیم یک فیلم درباره مسایل اجتماعی بسازیم یک نوع جسارت جامعه‌شناسانه و اتفاقا" سواد اجتماعی می‌طلبد...

منتظری: ...من هم موافقم که حاتمی‌کیا در این فیلم نوعی رودربایستی با خودش به خرج داده است، انگار اجازه نشان‌دادن یک سری اتفاقات غیر قانونی که در جامعه می‌افتد را نداشته است، انگار در جامعه‌ای زندگی می‌کند و فیلم آن را ساخته است که تمام اتفاقات قانونی و رسمی می‌افتند، و این مساله در هنگام تماشای فیلم محافظه‌کاری کارگردان را برایم تداعی کرد...

نوروزی‌گوهر: ...موافقم، مساله سقط‌جنین در حال حاضر اغلب غیر قانونی اتفاق می‌افتد، ولی فیلم که به حوا این موضوع می‌چرخد دارد همه چیز را قانونی جلوه می‌دهد، اما از این بحث که بگذریم من در هنگام تماشای فیلم احساس کردم کارگردان راحت و آسان از کنار من مخاطب گذشت و واقعیتش را بخواهید من فیلم را تحمل کردم، من توقع دیگری داشتم چون فیلم های حاتمی‌کیا را دوست دارم اما بعد از تماشای فیلم احساس من این بود که یک فیلم متوسط‌ضعیف را تماشا کردم...

نهاری: چطور این را می گویی؟! اجازه بده من یک نکته را بگویم، ببینید این فیلم در لایه بالایی درباره سقط‌جنین است، ولی واقعیت اینست که این فیلم درباره سقط جنین نیست، این فیلم درباره اعتقادات ماست و خیلی رمزها و کلیدهایی دیگر که همدیگر را در فیلم کامل می‌کنند...

نوروزی‌گوهر: ...اما متاسفانه باید بگویم فیلمساز این لایه لایه بودن را نتوانسته خوب در بیاورد، ضعف کارگردان مرا در سطح نگه داشت...

منتظری: ...منظورت از ضعف‌کارگردان چیست؟ درچه حورزه‌هایی؟ چون می‌خواهم جداجدا بررسی کنیم...

hatamikiya

نوروزی گوهر: ...در ابتدا مشکل من با کلیت نگاه فیلمساز است، فیلمساز نگاه مناسبی به موضوع ندارد و این مشکل من با فیلم است، این را قاطعانه می‌گویم که فیلم تحت تاثیر برخورد نامناسب کارگردان با موضوع و مضمون اثرگذار نیست و این ضعف مشهود کارگردانی است...

منتظری: من هم احساس می‌کنم مخاطب نام غالب حاتمی‌کیا را که بر پرده می‌بیند همه چیز برایش منحصر به فرد جلوه می کند، و این نام کارگردان قدر سینمای ایران است که ما را وامی‌دارد یک نوع نگاه مثبت را همیشه در طول فیلم با خودمان داشته باشیم...

رحیمی: بهرحال حاتمی‌کیا قصد داشته با یک موضوع متفاوت جلو بیاید اما پس‌زمینه نگاهش همان پس زمینه های قبلی است، بنظمن دعوت یک فیلم خوب و بهترین فیلم حاتمی‌کیا نیست، اما یک فیلم مهم حاتمی‌کیا است...

منتظری: اگر بخواهیم از لحاظ فنی فیلم را بررسی کنیم اولین قدم بحث فیلمنامه است، فیلمنامه مشتمل بر پنچ‌اپیزود است که این اپیزودها هرکدام داستان خودشان را دارند اما وجوه‌مشترکی در آنها دیده می‌شود، کاراکترهای فیلم قرار است با یک میهمان ناخوانده که اتفاقا" خودشان نا‌خواسته دعوت‌اش کرده اند مواجه‌ شوند و این پیچیدگی در وهله اول برای من جذاب بود...

نوروزی‌گوهر: این ساختار اپیزودیک در ساختار فیلمنامه لنگ می‌زند و متاسفانه مستحکم شکل نگرفته است، ما را پس می‌زند و جذب خود نمی‌کند و کلیت فیلم را خسته کننده جلوه می‌دهد، این آقای کارگردان نمی‌تواند درست ببیند و درست به موضوع نگاه کند، حتی در همان فیلم «آژانس شیشه‌ای» که من خیلی آن فیلم را دوست دارم و بیش از بیست بار دیده‌ام، متاسفانه برخورد یکسو دارد، درست است که همه آدم ها را می‌آورد و نشان می‌دهد اما در برابر آنها موضع می‌گیرد، متهم می‌کند، بنظر من در فیلم دعوت هم همین اتفاق می‌افتد و فیلم را در سطح نگه می‌دارد، براحتی می‌توان تشخیص داد کارگردان از پس موضوع بر‌نیامده است...

نهاری: اما بنظر من این فیلم بهترین فیلم حاتمی‌کیا است؛ این فیلم سرشار از استعاره است، پر از نمادپردازی است...

نوروزی‌گوهر: اما من اینطور فکر نمی کنم(!) اصلا" برخورد اینگونه با آثار حاتمی‌کیا درست نیست، حاتمی‌کیا اصلا" آدم سینمای نمادپردازانه نیست، حاتمی‌کیا از قشری است که با خودشان قرار گذاشته اند به همه چیز کلی نگاه کنند، و همه مسایل جامعه را در لانگ‌شات ببینند، این آقا اصلا" نمی‌تواند درباره کاراکترهای فیلم‌نامه خودش قضاوت صحیحی را ارائه بدهد، چگونه صحبت از نمادپردازی و نگاه استعاری می‌کنی؟!

نهاری: منظور من از نمادپردازی حاتمی‌کیا این نیست که شما او را با روشنفکران فرانسوی مقایسه کنید(!) اصلا" قرار نیست ما فیلمسازان خودمان را همچون شهیدآوینی، دیگران و آثار ارزشمندشان را با نمادپردازی های امثال تارکفسکی مقایسه کنیم، این مقایسه اشتباه است، آنها با سینمای ما که به دنبال مخاطب و بالا بردن درک فرهنگب جامعه هستیم تفاوت دارند، مخاطب ما باید از سینما لذت ببرد که در نمادپردازی‌ها و نگاه‌های استعاری آنها این جذب مخاطب وجود ندارد(!)...

رحیمی: اشتباه نکنید... قرار نیست کسانی‌که به دنبال تکمیل دستور زبان سینما هستند را بیاوریم و مقایسه کنیم، اصلا" قرار نیست کسی از دیدن پاراجانف لذت سطحی ببرد و سرگرم شود، اصلا" در حوزه دستور زبان سینما که می‌شویم «باید» و«نباید» را کنار بگذارید، چون اینجا معیار ارزش‌گذاری استقبال مخاطب از سینما نیست، اما درباره نکته ای که پیرامون ساختار اپیزودیک فیلم «دعوت» اشاره کردی باید بگویم گرچه این  ساختار جذاب بود اما نگاه محتاط و پاستوریزه حاتمی‌کیا به جامعه مجال لذت بردن از فیلم و برقراری ارتباط با موضوع را به من نمی‌داد...

نهاری: من دوباره باید تکرار کنم،  به‌نظر من در این فیلم همه چیز اعتقادی است و نه قانونی... اصلا" شما به من بگویید معنی واژه دعوت یعنی چه؟ مگر می‌شود ما از یک میهمان دعوت کنیم ولی خودمان متوجه نشوین؟ این همه رمز و استعاره را در بطن فیلم نمی‌بینید؟

نوروزی‌گوهر: باز هم می‌گویم، این‌طور هم که تو جدی گرفته ای فیلم جدی نیست، فیلم برای من به یک کاریکاتور مضحک و آماتور تبدیل شده است، و من سطح توقع بسیار بالاتری از حاتمی‌کیا داشتم...

منتظری: خب... قدم بعدی که به آن می‌رسیم مقوله انتخاب بازیگری است، من در ابتدا جا خوردم که چرا این بازیگران برای این نقش‌ها انتخاب شده اند، مثلا" انصاری، فروتن، ریاحی، شریفی نیا... به‌نظر من تنها دلیل جمع کردن ستاره‌ها در یک فیلم گیشه است و...

نهاری: نه... اصلا" اینطور نیست، مثلا" چه کسی می توانست به جزء مهناز افشار آن نقش را بازی کند؟ خب باید نقش یک ستاره را ستاره بازی کند یا نه؟

hatamikiya

منتظری: در مورد مهناز افشار قبول، اما فروتن با آن لهجه مسخره‌اش چی؟! واقعا" این ادا در آوردن های بی‌مزه فروتن برای من عجیب است، نمی‌دانم چرا اصرار دارد با این رفتارهای مضحک خودش را به «مجید» سوته‌دلان نزدیک کند، در «وقتی‌همه‌خواب‌بودند»(فریدون‌حسن‌پور) هم... یا جمع کردن این همه ستاره دیگر این‌ها چه دلیلی دارد به جز گیشه؟

رحیمی: به نظر من اگر در اپیزود دوم به جای فروتن و جعفری جوزانی از دو نابازیگر استفاده می‌کرد، داستان عمق‌ بیشتری پیدا می‌کرد و آن اپیزود یک اپیزود ‌شاهکار می‌شد...

نوروزی‌گوهر: ...آن اپیزود پتانسیل تبدیل شدن به یک فیلم کوتاه خوب را دارد...

نهاری: تا حدی قبول دارم، اما انتخاب بازیگران ستاره در یک فیلم سینمایی که یک امتیاز منفی بحساب نمی‌آید...

نوروزی‌گوهر: اما انتخاب بازیگر ویترین کارگردان است، که متاسفانه ویترین حاتمی‌کیا زرد می‌زند(!)...

رحیمی: یک مساله دیگر اینست که این فیلم در بعضی از سکانس‌ها داشت فیلم هندی می‌شد(!) البته ملودرام بد نیست اما ملودرامی که تنش داشته باشد، این فیلم مایه‌های درام را دارد اما باید بگویم به درام نزدیک نمی‌شود چراکه تز قبل برای شخصیت‌های خودش تصمیم می‌گیرد و من با این تصمیم‌گیری و پیش‌داوری فیلمساز مشکل دارم، چون نمی‌گذارد شخصیت‌ها با هم درگیر شوند تا بتوانند منطق‌گفتگو را به‌وجود آورد.

نهاری: اما من فکر میکنم این فیلم بهترین فیلم حاتمی‌کیا است و شما باید بعد از چند وقت که با فیلم درگیر بودید درباره فیلم حرف بزنید.

نوروزی‌گوهر: اما فیلم اصلا" در حدی نیست که بتواند مرا درگیر خود کند...

منتظری: به‌هرحال تجربه‌جدیدی بود از حاتمی‌کیا که نقاط بسیار مثبتی هم در کنار لحظه‌های تلوزیونی‌ و ابتدایی‌اش‌ داشت، اما من هم موافقم که می‌توانست فیلم بهتری بشود. در از اینکه در گفتگو شرکت کردید تشکر می کنم. 

+ نوشته شده در  ساعت 2  توسط حمیدرضا منتظری  |