تبليغاتX
باد ما را خواهد برد؟
گاه‌نوشت‌های «حمیدرضا منتظری»

به‌همین سادگی؟!

پلانی از فیلم هی سینما...! (کارگردان حمیدرضامنتظری)

در کمال وضوح و صراحت همه‌ی تصمیمات گرفته شده است، و امسال قرار نیست خبری از برگزاری «هفته‌فیلم» باشد؛ به‌همین سادگی!

براساس این‌تصمیم ساده واحتمالاً نه‌چندان عجولانه، - آگاهانه یا ناآگاهانه - در سال «شکوفایی‌»مان، مجوز گردهم‌آمدن‌ «جوانه‌های‌سینما» در«شهرقم» باطل! گشته‌است. در خوش‌بینانه‌ترین نگاه می‌توانیم این‌گونه تصور کنیم، که اهمیت برگزاری اتفاق مسبوق‌به‌ سابقه‌ای‌چندین و چندساله‌‌، همچون «هفته‌فیلم و عکس» و اخیراً! «فیلم‌نامه‌»، از نگاه متولیان امر و تصمیم‌گیرندگان کلان، چندان محلی ‌از اعراب نداشته، ندارد و دیگر هیچ؛ حال حتی اگر - متاسفانه - این رویداد فرهنگی هنری سالانه (بخوانید هرسال یک‌بار اتفاق می‌افتد)، تنها حرکت ساده اما موثر بر فرآیند شکوفایی و رشد محصول فرهنگی «فیلم کوتاه» در «شهرقم» باشد، حتی!

اگر قبول داشته باشیم که امروز می‌توان تنفس و تپش «هنرسینما» را در شهر«قم» لمس کرد، و همچنین اگر حضور موفق و مداوم «فیلم‌های کوتاه» تولید شده‌ی شهرقم در محافل تخصصی و رقابتی امروز کشور را، نشانی مبرهن از ضربان مسلم «سینما» در شهرمان قلمداد کنیم، و همچنین اگر بپذیریم گام‌زدن امروز فیلم‌سازان شهرمان بر «‌سن» مراسم اختتامیه‌ رویدادهای معتبر سینمایی کشور و توفیق دریافت تندیس و لوح‌برگه‌هاشان از دست وزیر و مسئول و هنرمند ‌مربوطه و منصوبه، همواره در کسب افتخار و اعتبار «فرهنگ»ی «هنر»ی برای «شهرقم» موثر بوده است، و اگر منفصانه و به‌دور از خصومت همیشگی مرسوم در قبال «سینما»ی آلوده به «ابتذال»! نگاهی‌به آمار پایگاه‌های خبری سینمایی داخل‌کشور بیندازیم، بدون‌تردید شاهد حضور جنجالی فیلم‌سازان‌کوتاه «قم»‌ی در جشنواره‌های ملی و منطقه‌ای خواهیم بود، که - چه‌کیفی و چه‌کمی - در مقایسه با دیگر شهرهای کشور، همواره با حضور و رقابت‌شان سهم به‌سزایی در جلب توجه و نگاه تیزبین رسانه‌ها به جایگاه فعلی و آتی «قم» داشته‌اند؛ و این دلایل همگی نشان از این دارند که «فیلمسازان‌قم»، تا امروز توانسته‌اند جایگاه تثبیت شده‌ای برای «سینمای‌قم» (کوتاه امروز، بلند فردا) مهیا کنند.

تجلی «هنر-صنعت-رسانه سینما» در امروز «شهرقم»، آشکارا و بدون‌تردید، در پدیده‌ی مهجوری به‌نام «فیلم‌کوتاه» خلاصه و تعبیر می‌شود؛ در کلام ساده امروز «سینما»ی معیار (که هدف همه ماست)، دارد آرام‌ آرام در«قم» شکل‌ و قوام می‌پذیرد، و بارقه‌های این ابزار «هنر»ی دارند در این شهر به‌جوشش در‌می‌آیند، و پوشیده نیست تلاش هنرجویان و جوانه‌های دیروز سینمای آماتور و غیرحرفه‌ای‌مان، دارد به‌بار می‌نشیند، و باید قبول کنیم فیلم‌سازان‌قهار امروز «سینمای‌کوتاه» قم، توانسته‌اند به‌مهارت استفاده از کلام و گفتار نافذ «سینما» دست یابند، و همچنین توانسته‌اند قدرت تعدیل این ابزار -غیرهسته‌ای اما فرهنگی و موثر!- را، برای بیان عقاید و درونیات و ارزش‌های خویش به‌دست آورند.

«فیلم‌کوتاه» در قم، همواره با اتکاء به ذوق و آموخته‌های فیلم‌سازان جوان‌اش، فریم-فریم سطح دارایی‌ و داشته‌هایش را به‌سطح استاندارد و متر «سینمای معیار»کشور ارتقاء بخشیده‌است؛ چراکه فیلم‌سازان‌مستعد و بااستعداد «قم»، با اکتساب الفبا و دستورزبان و دانش‌روز این‌هنرتاثیرگذار، در ترفیع و تثبیت جایگاه هنری«قم» در شاکله «سینمای‌کوتاه» ایران، که به حکم حضور موفق «سینماگران‌کوتاه» قم در محافل منطقه‌ای و ملی و بین‌المللی «سینما» جایگاه معتبری پنداشته می‌شود، وظیفه‌ و نقش خود را کامل و درست ایفا کرده‌‌اند و گام خود را بلند و موفق برداشته‌اند. اما متاسفانه چندان بی‌راه نیست که بگوییم، در مقابل این جایگاه کنونی و قابل‌قبول «قم» در «سینما»، «سینما» در «قم» از جایگاهی متزلزل و بی‌ثبات برخوردار است؛ و به‌گمان‌نگارنده روند کنونی بی‌توجهی به «فیلم‌کوتاه»، و اکتفا به همین حمایت‌های فرمالیته (بخوانید صرفاً برگزاری چند نیم‌-همایش ساده‌انگارانه، و فرار از نگاه تخصصی به آموزش و تولید و عرضه)، جایگاهی بس مبهم و سردرگم برای همین داشته‌های فعلی‌‌مان در «سینما» فرآهم می‌آورد، و همچنین سرنوشت فیلم‌سازان تقدیرشده‌ و سرمایه‌های گذشته و حال‌مان را، به مسیری (بخوانید کارخانه تدوین!) بسیار ناهمراه و بافاصله از محافل معتبر آموزشی و پژوهشی منتهی خواهد کرد والخ.

حال دراین‌مجال، نگارنده از خویش می‌پرسد با توجه به‌میزان حساسیت وضعیت کنونی حمایت از «فیلم‌سازان شهر قم» در مراحل تولید و عرضه و جشنواره، و بویژه دراین برهه زمانی که سینما نیازمند سرمایه‌گذاری معنوی در کنار صرف هزینه‌ و توجه‌مادی می‌باشد، چگونه ممکن‌است مدیر یا مدیران برنامه‌ریز حوزه «سینما» و «فیلم‌کوتاه» بتوانند با این مساله(بخوانید فاجعه!) کنار بیایند(؟)، که اگر «هفته‌فیلم» برگزار نشد، و اگر تنها محفل‌سینمایی فیلم‌سازان‌جوان «قم» به‌هر دلیلی کم‌اهمیت شمرده شد، و بالطبع، اگر زمینه هم‌اندیشی و هم‌فکری و رشد و شکوفایی «فیلم‌سازان جوان» فرآهم نیامد، و درنهایت، اگر در راستای ایجاد انگیزه و پویایی در بین «نسل جوان فیلمساز» اقدامی صورت نگرفت، اتفاق مهمی نیافتاده است؛ به‌همین سادگی!

+ نوشته شده در  ساعت 0  توسط حمیدرضا منتظری  | 

تئاتر هنوزهم برایم جذاب است...!

خاطره ایسوند

خاطره‌ایسوند، هرچند دانش‌اکتسابی و مدرک‌آکادمیک‌ قابل‌استنادی درعرصه بازی‌گری - چه‌تئاتر و چه‌سینما -  ندارد، و این‌گونه هم می‌نمایاند - تا به‌حال - در گیرودار داشتن و نداشتن از این قسم درجات‌مجازی و نمرات‌فرضی - که اتفاقاً امروزه ابلهانه دارند کمی مرسوم هم می‌شوند!- نبوده است، اما ازدیدگاه من او با ممارست در حضور موثر و انتخاب درست، تا امروز توانسته است خود و جایگاه‌اش را در متن و حاشیه «فیلم‌کوتاه» قم، آگاهانه تثبیت کند و همواره سهم و نقش به‌سزایی را، در جریان تغییر و ترفیع چگونگی نگاه به فیلم‌کوتاه (بخشی‌لاینفک از سینما) در «قم» داشته باشد و بازی کند؛ چه به‌عنوان بازیگر مستقل «فیلم‌کوتاه‌داستانی» و چه در شکل و شمایلی متفاوت، اما فوق‌العاده موثر!  گفتگوی زیر - که مقدمه فوق را نیز شامل می‌شود - هفته‌ها پیش قرار بود به‌بهانه دریافت دیپلم افتخار بهترین بازیگر زن‌اش در «جشنواره بین‌المللی فیلم رحمت» چاپ شود، اما نمی‌دانم چرا تنطیم و پیاده شدن گفتگو تا دیروز میسر نمی‌شد، و شاید گذر زمان نیز- بعدها تاحدی - از جذابیت ژورنالیستیک! کلیت قضیه کاسته بود. اما راه‌یابی - اخیر - فیلم کوتاه «درد‌خاموش‌تاک» به‌جشنواره بین‌المللی شهر، بهانه‌ی مجددی را برای تنظیم این گپ - البته!- کوتاه فرآهم آورد؛ چراکه ارادی و غیر ارادی نمی‌توانم سهم‌ - مستقیم و غیر مستقیم - وی در موفقیت فیلم مذبور را کتمان کنم. 

 ****

منتظری: می‌خواهم برخلاف شکل مرسوم و معمول همه مصاحبه‌ها و گفتگوها، نه از اول بلکه از آخرین اتفاقی که برای تو افتاده است شروع کنم؛ قضیه این جایزه‌ای که گرفتی چی بود؟

ایسوند: از جشنواره بین‌المللی رحمت برای فیلم‌کوتاه «درد خاموش تاک» جایزه بهترین بازی‌گر زن رو گرفتم...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 0  توسط حمیدرضا منتظری 

سینمای بدنه چیست؟

گاه و بی‌گاه در متون سینمایی - از نقدتحلیلی گرفته تا گزارش و گفتگو- با ترکیب «سینمای‌بدنه» مواجه می شویم، و گویی تعبیر قدیمی سوبژکتیو «فیلمفارسی» در بدنه نوشتار سینمای ایران، جای خود را به ابژه‌ی «سینمای‌بدنه» داده است.

اما در تعریف مختصات شاکله‌های «سینمای‌بدنه» و این‌که چه فیلم‌هایی را می‌توان در این شبه‌گونه(؟!) سینمایی قرار داد، و عناصر بصری و دراماتیک منتصب به آن کدامند، هنوز رویکرد واحدی وجود ندارد؛ در واقع باید در واکاوی‌ای مبتنی بر نشانه‌شناسی و مخاطب‌نگاری این نوع سینما را، از دیگر گونه‌ها متمایز کرد.

سینما پدیده ایست اجتماعی و در بستر ارتباطات اجتماعی و با همزمان با فرآیند توسعه‌ اجتماعی، رشد و قوام می‌یابد و به تبع آن گروه‌های اجتماعی‌ای شکل می‌گیرد که در جایگاه «تولیدکننده» و «مصرف کننده» قرار می‌گیرند. سینما، این محصول صنعتی عظیم، به انبوهه‌ای از آدم‌ها عرضه می‌شود و این بازار عرضه و تقاضا، تنوع می یابد و رقابت ناگزیر می‌گردد و تنوع و تکثرگرایی صنعتی را شامل می شود؛ این‌گونه است که مخاطب، نقشی «بلاانکار» را در این فرآیند می‌پذیرد، و بدون حضور او و سلیقه‌اش، محصولات این صنعت به تولید کارگاهی مبتنی بر جریانی یک‌سویه تبدیل شده، و در بلندمدت فاصله عمیقی با بستر اجتماعی‌اش می یابد، چراکه سینما، سرمایه می‌خواهد و با تزریق سرمایه است که توان تولید خواهد یافت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 0  توسط حمیدرضا منتظری 

شناگری در ژانرها...!

محمدحسین لطیفی

برخي از فيلمسازان در تاریخ، هر دو مديوم «سينما» و «تلويزيون» را تجربه می‌کنند و از ره‌گذر اين سير و سفر، كار در هر دو رسانه را می‌آزمايند.

بعضي از كارگردانان نيز هستند که ژانرهاي گوناگون را تجربه می‌كنند، و خود را به يك‌گونه هنري محدود نمی‌دانند. محمدحسين لطيفي جزو اين هردو گروه است؛ كه هم در سينما فيلم می‌سازد، و هم براي تلويزيون سريال توليد می‌كند. و البته به لحاظ مضموني نيز، ژانرهاي متفاوتي را تجربه كرده و در كارنامه وي از آثار طنز و كمدي تا فيلم‌هاي دفاع مقدسي و وحشت را می‌توان جستجو كرد. وي اينك در حال ساخت سريالي تاريخي براي تلويزيون است تا اين ژانر را هم تجربه كرده و بر آثار قبلي‌اش بيفزايد. اين مجموعه درباره زندگي منجم شهير ايراني «غياث‌الدين جمشيد كاشاني» است.

اين كارگردان چهل و پنج ساله، كه به گفته خودش فقط 19 سال در سينما نبوده است، تاكنون 6 فيلم سينمايي «سرعت»، «عينك دودي»، «دختر ايروني»، «خوابگاه دختران»، «روز سوم» و «توفيق اجباري» را در كارنامه خود دارد و با سريال جديد «نردبام آسمان» مجموعه سريال‌هايي كه براي تلويزيون ساخته است به 5 سريال می‌رسد كه شامل «همسايه‌ها»، «سفر سبز»، «وفا» و «صاحبدلان» می‌شود. اگرچه آثار سينمايي لطيفي در گيشه موفق بوده و آخرين فيلم او «توفيق اجباري» به فروش ميلياردي هم رسيده اما اكثر مخاطبان وي را با سريال‌هاي تلويزيوني می‌شناسند و در واقع لطيفي شهرت و معروفيت خود را در هنر هفتم بيش از آنكه از سينما بگيرد مديون تلويزيون است. به ويژه دو مجموعه مناسبتي وفا و صاحبدلان كه اولي در ماه محرم و دومی ‌در ماه رمضان پخش شد مخاطبان زيادي داشت و پوريا پورسرخ به واسطه همين مجموعه وفا بود كه به شهرت رسيد. وي به همراه باران كوثري و برزو ارجمند از بازيگراني هستند كه در اكثر آثار لطيفي با وي همكاري داشته‌اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 20  توسط حمیدرضا منتظری