منتظری: راستش اول برای من خیلی عجیب بود، چون جایزه «بهترین بازیگری» معمولاً برای فیلمکوتاه و جشنواره فیلمکوتاه جایزه چندان مرسومی نیست؛ و احتمالاً لزوم اهدا این جایزه، تحت یکسری سلیقهها و علایق ویژه هیئت داروان اهمیت پیدا کرده و این بهنظرم به بازی شخصتو در این فیلم مربوط میشه...
ایسوند: البته من فکر میکنم اینکه جایزه بازیگری جایگاه چندان ثابتقدمی در محافل رقابتی فیلمکوتاه ما ندارد، ناشی از جایگاه متزلزل و گاهاً بیازرش خود «بازیگر» در این عرصه است؛ شما ببینید معمولاً کارگردانها و فیلمسازها قم چقدر برای «بازی» و «بازیگری» در فیلمهایشان ارزش قایل هستند؟ خیلی کم... یک فیلمساز چقدر برای درآمدن کاراکتر فیلمش با بازیگرش یا بازیگرانش وقت میگذارد؟! مشکل از نگاه غیرحرفهای شروع میشود...
منتظری: انگار دل خیلی پری داری...!
ایسوند: نه بالاخره مشکلات رو باید گفت... ببینید من الآن بعد از این آخرین فیلمی که در تهران کار کردم نگاه و روشهای متفاوتی را در عرصه بازیگری فیلم کوتاه و برخورد فیلمسازان تجربه کردم؛ فیلمسازان قمی - البته من دارم درباره فیلمداستانی حرف میزنم - فیلمسازان با استعدادی هستند، اما نگاه حرفهای در مجموعه جریان فیلمسازی شهرمان هنوز نگاه رشد نیافتهای است...
منتظری: ...ببین نمیخواهم این مساله رو رد کنم یا اینکه موضع مخالفی بگیرم، اما باید بگویم فیلمکوتاه تعریف مشخصی دارد و نمیتوانیم همه چیز رو ایدهآل و شاید غیرمنطقی نگاه کنیم؛ درباره نگاه غیرحرفهای به «بازیگری» در فیلمکوتاه باید بگویم این نگاه زاییده کم و بی ارزش بودن ماهیت خود فیلمکوتاه در نگاه کلان مدیریت فیلمسازی و فرهنگی است! چراکه شرایط همه چیز ما شاید غیراستاندارد باشد، مگر ما چقدر میتوانیم به مسایل فنی و تکنیکی درست نگاه میکنیم؟! مگر تا چه میزان شرایط تولید برای ما مهم است؟! مگر تا چه اندازه «لحن» و «بافت» فیلم برایمان ارزش دارد؟! میخواهم بگویم مشکل فقط بازیگری نیست... اگر فیلمسازان ما غیرحرفهای هستند مدیراان ما در بوجود آمدن این نگاه چندان بیسهم نمیباشند... البته ما فیلمسازانی را هم داریم که دارند سعی میکنند این نگاه حرفهای را ایجاد کنند، ولی من منظورم برآیند فیلمسازانمان بود... بگذریم، گفتی آخرین فیلم، درباره آخرین فیلمی که کارکردی بگو...
ایسوند: راستش درباره موضوع فیلم خیلی دلم نمیخواهد حرف بزنم...
منتظری: چرا اونوقت؟!
ایسوند: خوب یعنی دلم میخواد داستان فیلم تا زمان نمایش در جایی مطرح نشه...
منتظری: اوکی... این فیلم چندمین فیلمی بود که تو کار کردی؟
ایسوند: اگر منظورت بازیگری باشه، فکر میکنم البته تا آنجاییکه یادمه! تا الآن بهطور مستقل در هشت فیلمکوتاه بازی کردم...
منتظری: مگر بهغیر از بازیگری...
ایسوند: ...خوب من به «گریم» و «طراحی صحنه» هم بهطور حرفهای نگاه میکنم...
منتظری: نه بحثم بازیگرییه... میخوام بپرسم این جایگاه فعلی بازیگری تو، چه پسزمینهای از سابقهکاری رو همراه خودش داره؟ یعنی تو از چه زمانی شروع کردی به بازیگری حرفهای نگاه کنی؟
ایسوند: خوب، من یادم میاد در سن خیلی پایین همه چیز برایم از بازی کردن در یک «فیلمداستانیکوتاه» در خوزستان شروع شد، که برای تلوزیون آبادان بازی کردم...
منتظری: ....واقعاً؟! اصلاً انتظار شنیدنشو نداشتم، فکر میکردم الآن صحبت تئاتر مدرسه و... میشه!
ایسوند: نه... گرچه من بعد از بازی در آن فیلم - وحتی تاهمین چندوقت پیش - روی صحنه تئاتر رفتم، اما باید بگم که همیشه سینما را، یا بهتر بگم حرکت به سمت سینما را، ترجیح دادهام...
منتظری: باتوجه به شرایط شهرقم، چگونه وارد جریان واقعی «سینما» شدی؟
ایسوند: من از طریق کارگاه بازیگری آفتابمهر(!) به چند گروه تئاتری و یکسری از بچههای فیلمساز قم معرفی شدم...
منتظری: فکر میکنم اولین فیلمی که در قم بازی کردی فیلم «آخرین ایستگاه شب» سعیدنجاتی بود، نه؟
ایسوند: بله درسته...
منتظری: خوب میخواهم بریم کمی عقبتر، و برگردیم به زمانیکه در آبادان شروع کردی؛ آیا هیچ وقت آموزش بازیگری دیدی؟
ایسوند: نه، چراکه در زمان شروع کارم که همهچیز براساس علاقه شخصیام شکل گرفته بود، و نه نیاز و اجبار ورود به این عرصه برای کار و بعدها هم احساس نیاز به آموزش نکردم! البته اشتباه نشود چون من عقیده دارم، توانایی ذاتی و فردی برای بازیگر شدن کافی نیست، و اتفاقاً کسب و بهدست آوردن مهارت خیلی مهم است، اما این دلیل نمیشود ما ملزم به مدرک و نمره بشویم، کسب مهارت از طرق دیگر هم میتواند میسر گردد...
منتظری: ...برای مثال تماشای درست فیلم...
ایسوند: بله، فیلم نگاه کردن تا امروز خیلی به من کمک کرده است...
منتظری: میخواهم بدانم، خودت درباره مقایسه جنس بازیات در تئاتر و سینما، که برای ما دراینجا سینما در فیلمکوتاه تعریف میشود، امروز به چه نگاهی رسیدهای؟
ایسوند: هنوز نمیدانم نگاه درست چیست... اما بهرحال فعلاً با این نگاه بیشتر موافقم که بازیگری در سینما تفاوت زیادی با تئاتر دارد؛ چراکه ویژگیهای یک بازیگر تئاتر تا جاییکه من درک کردهام، بیشتر در فن بیان خلاصه میشود اما در سینما همین ویژگی باید لحن بیان بازیگر باشد. فکر میکنم اندام و گفتار مورد نیاز برای توجیح یک نقش در روی صحنه تئاتر، در سینما جور دیگری تجلی مییابد و توقع کارگردان سینما هم در انتقال احساس نقش، باید با قدرتی فارغ از اغراقهای سهلالوصول! تئاتری انجام گیرد...
منتظری: حالا تو کدام را ترجیح میدهی؟!
ایسوند: ترجیح؟! نمیدانم... خوب تئاتر جذابیتهای خودش را دارد، و فکر میکنم علیرغم اینکه میگویند زمان و دورهاش گذشته اصلاً اینطور نیست، اما بهرحال مدیوم سینما، مدیوم فراگیرتری است و این امتیاز بیارزشی نیست!
منتظری: امیدوارم در جریان رشد سینما در شهرقم، همچنان ماندگار بمانی و شاهد موفقیتهای دیگرت باشیم...
ایسوند: صمیمانه تشکر میکنم.